****

 *** اگر به دنبال راهكارهايي تضميني براي لذت دادن هر چه بيشتر و عميق تر به شوهرتان هستيد تا او هرگز از بودن با شما سير نشود و همواره برايش تنوع و تازگي داشته باشيد و از همبستري با شما حسابي لذت ببرد مطالعه اين مطلب فوق العاده و جديد را از دست ندهيد، تكنيك هايي علمي اين اثر در كوتاه ترين زمان ، افزايش چند برابري لذت همسرتان را براي شما به ارمغان مي آوردبراي اطلاعات بيشتر روي عكس زير كليك كنيد:

 

 

 

هنر عشق ورزی و زنا شویی

تا آنجا که می دانیم اغلب گونه های حیات اعم از گیاهی و جانوری ، به دو دسته نر و ماده تقسیم شده اند . نخستین کاربرد این دوگانگی را در نگاه اول زاد و ولد می توان نامید . تولید مـثل ، نیازمند برقراری نوعی ارتباط  ویـژه میان جنس نر و جنس ماده می باشد . البته در این کار نقش جنس ماده بسیار بنیادی به شمار می رود و هنوز در میان زیست شناسان دلایل لازم و کافی برای طفیلی نبودن جنس نر کشف نشده اند و حتی برخی می پندارند که طبیعت بدون حضور جنس نر نیز می توانست تولید مثل جانوران و گیاهان را میسر سازد . با این حال همانطور که می دانیم بطور غریزی کششی دلپذیر بین این دو جنس ایجاد می گردد که باعث تولید مثل می شود. در اغلب جانوران شکوفایی این غریزه فصلی می باشد . گذشـته از این ، همه جانوران بایستی وارد دوره ای که آن را دوره بلوغ جنسـی می نامیم ، شده باشند.


انسانها نیز به طور طبیعی دارای غریزه جنسی بـوده و میل به تولید مثل دارنـد ، منتها با توجه به اینکه انـسان جـانوری بسیار  متفاوت است ، در این زمینه نیز این دگر گونی را با آزاد کردن خود از قید و بند فصول و شرایط اقلیمی ،  تثبیت کرده است . فرزاندان آدمیزاد از نظر رشد و بلوغ و میزان وابستگی به والدین هم از سایر جانوران بسیار متفاوت هستند.
انسانها بنا بر متون مذهبی ، اشرف مخلوقات و سرآمد جانوران و بنا بر تعریف فیلسوفان کهن، حیوان ناطق یا جانوران اندیشنده هستند . با توجه به این ویژگیهای بسیار متفاوت مسیر زندگی این گونه جانوری ، بسیارمتفاوت پیش رفته است. حیوان متفکر ما در طول تاریخ به تدریج حساب خود را از سایر جانوران مقهور و مجبور طبیعت جدا ساخت و تغییرات اساسی در شیوه زندگی خود تا مرحله گذر از طبیعت و سلطه بر آن پدید آورد .
انسانها بواسطه تعقل، بر غرایزشان چیره گشتند و نحوه مدیریت آنها را بدست گرفتند و در این راستا جلوه های دیگری از حیات ذهنی را توسعه و کمال بخشیدند که می توان از آنها به اختراع مفاهیم مذهبی ، هنری ، علمی ، اجتماعی و ... اشاره کرد .  در اینجا تأکید ما بر سیمای هنری حیات ذهنی انسانها است . در این عرصه انسانها به کشف و توسعه هنرهای صوتی و تصویری اعم از موسیقی،  نقاشی ،  پیکر تراشی ، داستان گویی و  شعر سرایی و .... پرداختند . شاید در یک تعریف کلی بتوان هرگونه رفتار انسان را که به نوعی پیچیده تر و واجد وجهی از تخصص شده را هنر نامید . بر این اساس موضوعات هنر می توانند دگرگونی های مستمری را پذیرا باشند ، اما تغییری اساسی و ماهوی در این تعریف ایجاد نمی کنند . به عنوان مثال می بینیم که انسان ها موسیقی را از آغاز تا کنون  ، تا چه اندازه متحول ساخته اند و گویی نقطه فرجامی برای این کمال و تحول قابل تصور نیست . به همین طریق در همه عرصه های رفتاری و پنداری نیز انسان ها به دنبال تنوع و تکامل بوده اند .
یکی از مهمترین عرصه ها ،  برقراری ارتباط جنسی بوده است که از قضا یکی از جذاب ترین و دل انگیزترین محرک های رفتاری آدمیان به شمار می رود . با توجه به اهمیت آن  ،  چه ابتکارات و اختراعاتی که این جانور از خود آشکار نساخته ! البته در این زمینه نیز، بدلیل وجود پاره ای انگاره های ذهنی مبتنی بر شرم و حیا و حسن و قبح ،  پیشرفت بشر تدریجی و کند بوده است . ولی از قرن بیسـتم ، با توجه به تغییرات شـدید در افکـار و باورها و نیز توسـعه انواع فنّ آوریها ، شـاهد رشـد و دگرگونی های عظیمی در زمینه ارتباط جنسی و وسایل و ابزارهای مرتبط باآن بوده ایم . در این راستا نوع نگرش انسان ها نیز تکامل یافته و این رابطه را به سمت و سوی یک رابطه هنری و متعالی سوق داده است.
امروزه انسان ها به این باور می رسند که کمتر از یک ساز چوبی نیستند که با تماس سر انگشتان یک انسان هنرمند ، انواع نغمه های دلپذیر از آن بیرون می تراود و بنابراین هر چه زوجین یکدیگر  را بهتر بشناسند و هماهنگ تر باشند ، می توانند نغمه های شورانگیزی هربار بسرایند و اینکار نه تنها زشت ، ناپسند و مکروه نیست ، بلکه  از صحنه های زیبا و جادویی آفرینش است و این آفرینندگی مدام و مستی و مستانگی پیوسته همان فرجام خوشایند هستی و هستان خواهد بود و بدینجای این هنرمندی و هنر ورزی را به همه انسانهای اهل دل و صاحب ذوق  مبارکباد می گوییم و همگان را به پیوستن به این آبشار عظیم مغناطیسی و جذبه پر شور الهی  یعنی عشق دعوت می کنیم . عشقی پاک ، مقدس و مشروع که از دل زوجهای خوشبخت امروز و فردا چونان نیلوفری مغرور ، جوانه می زند و سر به آسمان می کشاند . زهی چنان عشق ، زهی چنین معشوق !
همانطور که می دانیم از ارکان تشکیل خانواده ،  پیوند زناشویی می باشد . به عبارتی زناشویی اصل نخست تشکیل نهاد خانواده به شمار می رود و بقیه امورات زندگی رو بنایی بوده و بر آن پایه استوار شده و متعاقباً  به دست می آید . به قولی چون صد آمد نود هم پیش ماست  . رابطه زناشویی ، آن مرتبه صدم در نهاد خانواده می باشد . ولی متأسفانه به دلایل و بهانه های واهی مورد غفلت واقع شده و همین امر یکی از اصلی ترین دلایل سست بودن بنیان خانواده و متلاشی شدن آن است بدیهی است : اگر بین زوجین یک رابطه زناشویی صمیمانه و موفق برقرار باشد و هر دو از آن بهره مند و راضی شوند ، سایر مشکلات در سایه تفاهم و عشق ژرف قابل بررسی و حل و فصل می شوند . اما اگر همه عوامل دیگر فراهم باشد ولی زوجین از منظر رابطه زناشویی ناموفق باشند ، شیرینی زندگی خانوادگی را نخواهند چشید و در عمق جانشان احساس سرخوردگی و شکست لانه خواهد کرد . بنابراین لازم و ضروری است که زوجین در مکتب عشق حاضر شوند و هنرهای بدیع و اصیل عشق ورزی را بیاموزند تا بتوانند کامیابی و حس خوشبختی را در زندگی ارتقاء بخشند .
عشق ورزی از امور سهل و ممتنع است و بزبان ساده تر ، ساده و دشوار : ساده ، به خاطر آن طبیعت غریزی که در نهادش نهفته و گویی هر دد و دامی و آدمی از این سرمایه به طور طبیعی برخوردار است : اما دشوار است اگر به منزله یک کمال ، یک اوج  پرواز ، یک شور و مستی هماهنگ ،  به آن نگریسته شود . شوری که هر دو جانب را در بر گیرد و در تنور حادثه بگدازد و آبدیده نماید . چونان که حافظ می سراید  : تنور لاله برافروخت ، باد بهاری /  غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد !
در اینجاست که همانند هر هنر دیگر ، هنر عشق ورزی را نیز می توان اعتلا بخشید. طبیعی است که استعداد های هر فرد نیز تعیین کننده میزان رشد و پیشرفت وی خواهد بود.


موضوعات مرتبط: مسائل جنسی زنان و مردان ، متفرقه(بیشترمربوط به متاهل ها)

 
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم دی 1388 | 23:56 | نویسنده : نيوشا |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.